الملا فتح الله الكاشاني

445

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

جنس است تا صحيح باشد با وقوع مضاف به آن كه فاعل ساء است و مخصوص بذمست تقدير اينكه ساء مطر المنذرين مطهرهم * ( إِنَّ فِي ذلِكَ ) * بدرستى كه در عذاب اهل مؤتفكه * ( لآيَةً ) * نشانه ايست بر عقوبت نافرمانان مر اهل اعتبار را * ( وَما كانَ أَكْثَرُهُمْ ) * و نبودند بيشترين ايشان * ( مُؤْمِنِينَ ) * گرويدگان چه غير از دو دختر لوط بقول اصح و يا دو دختر و دو داماد وى بقول ديگر به حضرت لوط ( ع ) نگرويده بودند * ( وَإِنَّ رَبَّكَ ) * و بدرستى كه آفريدگار تو * ( لَهُوَ الْعَزِيزُ ) * هر آينه او است عزيز و ارجمند كه هيچكس او را در انتقام از كفار ذليل نتواند ساخت * ( الرَّحِيمُ ) * مهربان كه قبل از تنبيه و ارشاد عذاب نكند و يا اهل ايمان را شريك كافران نسازد در عذاب و عقاب * ( كَذَّبَ ) * تكذيب نمودند * ( أَصْحابُ الأَيْكَةِ الْمُرْسَلِينَ ) * يارانى كه پيغمبران را يعنى شعيب را با انبياى سابق بدروغ داشتند و ايكه بيشهء بود بقرب مدين و در آن بيشه اشجار و اثمار بسيار بود و دمياطى آورده كه اصحاب ايكه قوم جذام بودند و چهار ديه قريه داشتند شغب و بدا و غرور و فالس و گويند شجر ايشان دوم بود كه آن مقل است حاصل كه حقتعالى شعيب را با اهل ايكه فرستاد هم چنان كه بمدين فرستاده بود كما قال وَإِلى مَدْيَنَ أَخاهُمْ شُعَيْباً و وى در نسب نسبة باهل ايكه اجنبى بود و لهذا حقتعالى نسبت اخوت ايشان به او نداد هم چنان كه بانبياى سابق نسبت داده بود و فرمود كه * ( إِذْ قالَ لَهُمْ شُعَيْبٌ ) * ياد كن چون گفت مر ايشان را شعيب كه اى قوم * ( أَ لا تَتَّقُونَ ) * آيا نميترسيد از عذاب الهى كه به دو شرك ميآوريد * ( إِنِّي لَكُمْ ) * بدرستى كه من مر شما را * ( رَسُولٌ ) * فرستاده‌ام * ( أَمِينٌ ) * با امانت كه جز اصلاح حال شما و هدايت شما نميخواهم * ( فَاتَّقُوا اللَّه ) * پس بپرهيزيد از كفر و تكذيب و بترسيد از عقوبت الى * ( وَأَطِيعُونِ ) * و فرمان بريد مرا در ترك مناهى * ( وَما أَسْئَلُكُمْ عَلَيْه ) * و نميخواهم شما را بر تبليغ وحى و ارشاد * ( مِنْ أَجْرٍ ) * پاداشى * ( إِنْ أَجْرِيَ ) * نيست جزاى من بر اين * ( إِلَّا عَلى رَبِّ الْعالَمِينَ ) * مگر بر آفريدگار عالميان و بدانكه دعوت پيغمبران به جهت آن بر يك لفظ و معنى آمده كه ايشان همه بيكچيز دعوت ميكردند از دين خدا توحيد و عدل و امر بمعروف و نهى از منكر و اتقا از خدا و اجتناب از معاصى او و اطاعت او سبحانه و رسول و اخلاص عبادت و امتناع از طمع اجرت بر دعوت و اداى رسالات و اتصاف ايشان بصفت امانت بعد از آن شعيب ( ع ) ايشان را گفت كه * ( أَوْفُوا الْكَيْلَ ) * و تمام به پيمائيد پيمانه را * ( وَلا تَكُونُوا ) * و مباشيد * ( مِنَ الْمُخْسِرِينَ ) * از كاهندگان و كمپيمانيدگان